افسران - قله هایی که


وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ لأَبِیهِ آزَرَ أَتَتَّخِذُ أَصْنَامًا آلِهَةً إِنِّی أَرَاکَ وَقَوْمَکَ فِی ضَلاَلٍ مُّبِین "74" وَکَذَلِکَ نُرِی إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ"75

(به خاطر بیاورید) هنگامی که ابراهیم به مربیش (عمویش) آزر گفت آیا بتها را خدایان خود انتخاب می‏کنی، من تو و جمعیتت را در گمراهی آشکار می‏بینم!(۷۴) اینچنین ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم، تا اهل یقین گردد.75

در این فکر بودم که این مطلب را چگونه آغاز کنم مصحف کریم الهی را گشودم و آیه صدر نوشته در مقابل چشمانم قرار گرفت و بهترین آغاز بر این کلام سخن وحی است که یقینا بر زخم چرکینی که بدست منافقین و جاهلین بین المللی و داخلی بر تن جوانان مومن و انقلابی عصر ظهور نشته است انگشت می گذارد.

قریب به 4 ماه از اکران مستند "من روحانی هستم" می گذرد و تا کنون جریان رسانه ای لیبرال کوشیده تا در انحراف پیام این روایت تاریخی انحراف ایجاد کند. چندی پیش یکی از دوستان با همین رسانه هایی که "آزادی بیان" لقلقه زبانشان است مصاحبه ای داشت ، "شرق" که ادعای انتشار نظرات مخالف را دارد و قول داده بود تمام مصاحبه را منتشر کند بعد از 4 ماه تاخیر در چاپ مصاحبه مشخص شد که بیش از 1000 کلمه از مصاحبه ی 4000 کلمه ای را آندرلاین کرده اند و هر چه را به آیین خویش درست دانسته منتشر کرده اند. حال نیز درباره :من روحانی هستم" چنان اظهار نظرمی کند که گویی این مستند را چندین بار نگاه کرده است ... بگذریم.

مقصود نقد مخالفان و موافقان نیست ؛ آنچه از نگاه حقیر از این دو مهم تر و حیاتی تر است "قله " هایی است که "شفق" به حزب الله نشان داده است و شاه راهیست که نور شفق برایمان روشن نگاه داشته است. "من روحانی هستم" نمونه بارز یک کار موفق در عرصه رسانه توسط جوان های مومن و انقلابی است که بدون حمایت مادی و معنوی نهادهای مرتبط توانست نشان دهد که ما در مرکز دنیا قرار گرفته ایم و تمام کارها به ما متوجه است.





مستندی که در تیتر روزنامه های داخلی و شبکه های خارجی جا باز می کند ونشان می دهد هنوز حرف جوان مومن و مسلمان شنیده می شود و حزب الله علی رغم تصور پوچ عده ای تسبیح به دست به کنج خانقاه نرفته است و در وسط میدان حضور دارد و هر جا احساس کند حضورش لازم است مهیا می شود.

حضرت سید علی فرمودند من از فعالیت های فرهنگی شما اطلاع دارم ؛ محصولاتی که توسط همین جوانان انقلابی بدست آقا رسیده و آقا هم آن ها را تایید و تشویق کرده و چه چیز با ارزش تر از اشک شوق جوانان ولایی بر گونه هایش پس از شنیدن این جمله " آقا تشکر کردند و گفتند این این کار شما از دغدغه های من است" ؛ و چه می فهمند رضایت امام را غرق شدگان در افکار سروش و حجاریان و گنجی و شیرین خانم عبادی...

و کل یوم عاشورا اینجا معنا میشود که ماییم و خون شهیدان ، شکنجه و درد ایثارگران و جانبازان ، رنج پیامبر اعظم و دستان بسته علی بن ابیطالب (ع) ، پهلوی شکسته بی بی دو عالم حضرت صدیقه مرضیه (س) ، اسارت و رنج زینب کبری (س) ، تن صد چاک عزیز رسول الله و شهید مظلوم طف ، رنج 1400 ساله شیعه ، غم غربت خانواده های مجاهدین ایرانی در سایر کشور ها ؛ حال چه باید کرد؟! و به کلام شریعتی: خدایا مسئولیت های شیعه بودن را -که علی وار بودن و علی وار زیستن و علی وار مردن است و علی وار پرستیدن و علی وار اندیشیدن و علی وار جهاد کردن و علی وار کار کردن و علی وار سخن گفتن و علی وار سکوت کردن است- تا آنجا که در توان این بنده ناتوان علی است، همواره فرا یادم آر...

پس تا سقوط عمود خیمه سفیانیان گامی بیش نمانده است ، به پیش تا این صفین علی را چون آن صفین غمگین ننماید و به قول مرحوم قیصر امین پور :

نمرودیان همیشه به کارند

تا هیمه ای به حیطه ی آتش بیاورند

اما

ما را از آزمایش آتش هراس نیست

ما بارش همیشه ی باران کینه را

با چترهای ساده ی عریانی

احساس کرده ایم

ما را بجز برهنگی خود لباس نیست
*
و انه قریب و مجیب و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین المعصومین