http://media3.afsaran.ir/siP27ZES_535.jpg

بشنوید از زبان چادر سیاهی که این روزها حکم یک رسانه را دارد و قرار است حرف مرا به

گوش تمام  آدمیان برساند ،حتی سخن مرا ببرد تا اتاق بیضی شکل کاخ سفید و

در حکم تیری شود تــــا کور کند چشم های بی حیایشان را....!

و حرف من اینکه ...

هرگز نخواهیم گذاشت چادرمان،تاج بندگی مان در غربتی ساختگی بدست فراموشی

سپرده شود.

------------------------------------------------

من چادرم!

که در تعریف من چیزی جز سیاهی وشاید سادگی ام نمی توان سخنی به میان آورد ،

می گویند سیاهی ام چشم را میزند ، چشم آدم های حریص و هرزه را ...

چشم را که هیچ ....

خبرندارند تازگی ها دل را هم می زند ... دل آدم های مریض وبیمار دل را!

از شما چه پنهان دست و پاگیر هم هستم ،

دست وپای بی بند و باری را می بندم!


خلاصه اینکه من که هم دست و پاگیرم و هم سیاهی ام چشم ها را می زند میراثی هستم از

کوچه های بنی هاشم ...


تنها برای کسانی که نمی خواهند عزت آخرتشان را به بهای ناچیز لبخندهای هرزه بفروشند!

درآخر...

این را بدان که اگر با من انس بگیری همین سیاهی وسادگی ام ،تاج طلایی عبودیت را

بر سرت می نهد
 و پای سند بندگی ات را هم امضا خواهد زد!